لب شتری درختان هلو

دلایل بیماری قارچی پیچیدگی برگ هلو پراکندگی جهانی داشته و در بیشتر مناطق تولید هلو و شلیل شایع است. این بیماری اصولاً در مناطق گرم و خشک شیوع ندارد و بیشتر در نواحی خنک و مرطوب خسارت وارد می سازد. در استانهای تهران ، شیراز، اصفهان، مازندران، گلستان، آذربایجان ،زنجان و خراسان ، معمولاً در باغات هلو بروز میکند. باغداران به بیماری برگ پیچیدگی هلو ، لب شتری و بادسرخ هم می گویند .
اولین نشانه های بیماری در بهار به شکل لکه های زرد یا متمایل به قرمز روی برگهای در حال رشد بروز می کنند. محل این لکه ها در برگ به تدریج کلفت و چین خورده شده ،سرانجام موجب پیچیدگی برگ می شود . بخشهایی از برگ در محل لکه ها چیندار ، ترد و شکننده شده ، ممکن است در سطح آنها لایه ای سفیدرنگ از اسپور تشکیل شود.برگهای بیمار ممکن است زود بریزند و اگر روی درخت باقی بمانند ، در مواردی که بیماری شدید باشد ، به رنگ قهوه ای تیره در می آیند . ممکن است تشکیل میوه به شدت کاهش پیدا کرده و یا متوقف شود . شاخساره های سبز نیز گاهی مبتلا می شوند که در این صورت قطورتر و بی قواره می شوند. اگر میوه ها که به ندرت آلوده می شوند مورد حمله بیماری قرار گیرند ، لکه های نامنظم برجسته چیندار به رنگ متمایل به قرمز روی آنها به وجود می آیند.
دستور العمل اجرایی
انجام تغذیه مناسب و رعایت اصول باغبانی

سم پاشی در فصل خواب در فاصله بین ریزش برگ تا تورم جوانه‌ها که اگر در انجام نشود در تابستان برگ‌ها ریزش کرده و درخت در برابر سرمای زمستان از بین می‌رود.

زمان اولین سم پاشی در زمام ریزش برگ‌ها با اکسید مس(نوردکسWG57%) 2 تا 3 در هزار یا اکسی کلرور مس WP35% مقدار 3 در هزار در زمانی که دمای هوا زیر صفر نباشد. اگر سم‌پاشی در این زمان انجام نشود حتما در بهار قبل از تورم جوانه‌ها انجام شود.

اگر در بهار دمای گفته شده و بارندگی‌های پیوسته ادامه داشت بعد از تمام شدن بارندگی‌ها یکبار سم‌پاشی برای جلوگیری از گسترش آلودگی بیشتر مفید خواهد بود. از زمان تورم جوانه‌ها تا زمان کامل شدن رشد برگ که تا اواخر اردیبهشت طول می‌کشد برای مبارزه با بیماری‌ها مناسب است.

بعد از کامل شدن اندازه برگ‌ها مبارزه با بیماری فایده‌ای ندارد. در مناطقی که بارندگی زمستان و پاییز زیاد است به همراه قارچکش‌ها روغن‌های مناسب استفاده می‌شود تا دوام سم زیاد شود.
عامل بیماری
قارچ عامل پیچیدگی برگ هلو اولین بار در سال ۱۸۷۵ توسط برکلی به نام Ascomyces deformans مشخص گردیده اما این نام با آنکه بعداً در سال ۱۸۶۹ توسط فوکل به Exoascus deformans تغییر یافت ، تولازنه درسال ۱۸۶۶نام این قارچ را Taphrina deformansکه در واقع همنام دو گونه فوق الذکراست می داند میسیلیوم و هیف های رویشی این قارچ با قارچ های دیگر متفاوت و مشخص می باشد .

هیف های نسبتاً کوتاه ، خمیده ، پیچیده و طویل آنها بسیار متغیر و بندهای هیف نیز نامنظم می باشد و این نوع هیف ها را معمولاً در بافت پارانشیم برگ می توان یافت .

هیف های زایشی یا آسک زای قارچ روی هیف های رویشی تکامل یافته تشکیل می گردد . هیف های رویشی زیر اپیدرم سطح فوقانی و ندرتاً سطح تحتانی برگ می رویند .

این هیف ها در بین سلول های اپیدرمی نفوذ کرده و آزادانه بین اپیدرم و کوتیکول در جهات مختلف رشد و نمو می نمایند . سپس بزودی لایه هیمنیوم بین بافت اپیدرم و کوتیکول تشکیل می گردد .

آنگاه هیمنیوم در بافت آلوده شکل گرفته و سرانجامتشکیل آسکوسپورهای قارچ را می دهد . آسک ها معمولاً اندازه شان متغیر و به طول ۱۷-۳۶ میکرون و عرض ۷-۱۵ میکرون می باشند . در داخل هر آسک معمولاً هشت آسکوسپورکروی که قطر آن بین ۳-۷ میکرون است تشکیل می شود . آسکوسپورها عموماً به طریق جوانه زدن تندش می یابند و تولید کنیدی می کنند .

پیام بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *